
امیر همراه آقا رضا و خانم صبا وارد یک پروژه صنعتی شد. این پروژه یک کارخانه کوچک بود که قرار بود سیستم گازرسانی و تهویهاش را بررسی کنند. آقا رضا با لحنی جدی به امیر گفت:
- “امیر، امروز قراره روی تهویه و ایمنی تو یه محیط صنعتی کار کنیم. اینجا خیلی حساستر از خونههای مسکونیه، چون خطراتش بیشتره.”
امیر با کنجکاوی به اطراف نگاه کرد. کارخانه پر از ماشینآلات بزرگ، لولههای پیچدرپیچ و صداهای مداوم بود. آنها به اتاق کنترل رفتند، جایی که یک سیستم تهویه بزرگ نصب شده بود. امیر متوجه شد که این سیستم قدیمی به نظر میرسد و صدایی غیرعادی تولید میکند. با تردید پرسید:
- “این سیستم تهویه مشکلی نداره؟ انگار داره زور میزنه که کار کنه!”
خانم صبا که مشغول بررسی اسناد فنی بود، سرش را بلند کرد و گفت:
- “خوبه که دقت کردی، امیر! تو مبحث 17 مقررات ملی ساختمان، نوشته شده که سیستمهای تهویه باید طوری طراحی و نگهداری بشن که همیشه هوای تازه رو تأمین کنن. این سیستم به نظر میرسه که دیگه کارایی لازم رو نداره.”
آقا رضا با یک دستگاه سنجش کیفیت هوا وارد شد و گفت:
- “بیا اینو ببین، امیر. این دستگاه نشون میده سطح اکسیژن تو این اتاق پایینه و میزان گازهای مضر مثل مونوکسید کربن بالاست. این یعنی تهویه درست کار نمیکنه.”
امیر با نگرانی پرسید:
- “یعنی این سیستم خطرناکه؟”
خانم صبا با جدیت جواب داد: - “دقیقاً! اگه تهویه درست کار نکنه، گازهای سمی تو محیط جمع میشن و میتونن باعث مسمومیت یا حتی انفجار بشن. تو مبحث 17، به اهمیت تهویه برای جلوگیری از تجمع گازهای خطرناک تأکید شده.”
در همین لحظه، مدیر کارخانه، آقای کریمی، با چهرهای مضطرب وارد شد و گفت:
- “مهندسا، چند وقته کارگرا میگن سرشون درد میکنه و حس خفگی دارن. فکر کنم مشکل از همین سیستم تهویه باشه!”
آقا رضا نگاهی به دستگاه سنجش انداخت و گفت: - “احتمالاً همینطوره. باید سریع این سیستم رو اصلاح کنیم.”
امیر که داشت به حرفها گوش میداد، گفت:
- “مثل اینه که یه ماشین رو بدون فیلتر هوا تو جاده خاکی بفرستی. موتورش خفه میشه!”
آقای کریمی با تعجب نگاهش کرد و گفت: - “واقعاً؟ پس باید زودتر درستش کنیم!”
پس از بررسی بیشتر، متوجه شدند که فیلترهای سیستم تهویه کثیف و مسدود شدهاند و موتورش هم نیاز به تعمیر دارد. خانم صبا با اشاره به اسناد گفت:
- “تو مبحث 17، نوشته شده که سیستمهای تهویه باید به طور منظم بازرسی و نگهداری بشن تا کاراییشون حفظ بشه. اینجا انگار مدتهاست کسی به این سیستم توجه نکرده.”
آقا رضا به امیر گفت:
- “دیدی؟ نگهداری درست از سیستم تهویه به اندازه نصب درستش مهمه. باید یه برنامه منظم برای بازرسی و تعمیرات بذاریم.”
آنها دست به کار شدند. فیلترها را تعویض کردند، موتور را تعمیر کردند و یک سیستم هشداردهنده نصب کردند تا در صورت افت کیفیت هوا، آلارم بدهد. در حین کار، امیر یاد گرفت که چطور از دستگاه سنجش کیفیت هوا استفاده کنه و چطور سیستم تهویه رو تنظیم کنه.
بعد از اتمام کار، آقای کریمی با لبخند گفت:
- “ممنون، حالا هوای کارخانه خیلی بهتره. کارگرا هم دیگه شکایت نمیکنن!”
امیر با حس خوبی به سیستم تهویه جدید نگاه کرد و گفت: - “امروز فهمیدم تهویه مثل نفس کشیدن برای یه ساختمانه. اگه درست نباشه، همهچیز به هم میریزه.”
در راه برگشت، آقا رضا به امیر گفت:
- “تو خیلی خوب داری یاد میگیری. دفعه بعد قراره بریم سراغ تست و راهاندازی یه سامانه گاز جدید. اونجا هم کلی نکته داره!”
امیر با ذوق جواب داد: - “منتظرم ببینم چه چالشهایی در راهه!”