اپیزود چهارم: دودکش‌های مرموز

امیر با دفترچه یادداشتش که حالا پر از نکات کلیدی از اپیزودهای قبلی بود، همراه آقا رضا و خانم صبا وارد یک ساختمان قدیمی شد. این ساختمان چند سالی بود که ساخته شده بود و قرار بود سیستم گازرسانی‌اش را بررسی کنند. آقا رضا با لحنی جدی گفت:

  • “امیر، امروز قراره دودکش‌ها رو چک کنیم. دودکش مثل ریه‌های خونه‌ست؛ اگه درست کار نکنه، همه‌چیز به خطر می‌افته.”

امیر با کنجکاوی به اطراف نگاه کرد. ساختمان بوی نم و چوب کهنه می‌داد. آن‌ها به آشپزخانه طبقه همکف رفتند، جایی که یک پکیج دیواری قدیمی نصب شده بود. دودکش پکیج از دیوار بیرون می‌رفت و به سمت پشت‌بام هدایت می‌شد، اما امیر متوجه چیزی عجیب شد: لوله دودکش یک خم تند 90 درجه‌ای داشت و به نظر می‌رسید ارتفاعش هم به پشت‌بام به زور رسیده باشد.

با تردید پرسید:

  • “این خم تند تو دودکش مشکلی نداره؟ انگار داره زور می‌زنه که دود رو بفرسته بیرون!”

خانم صبا که داشت نقشه‌های قدیمی ساختمان را بررسی می‌کرد، سرش را بلند کرد و گفت:

  • “خوبه که دقت کردی، امیر! تو بند 17-4-6-3-1-ح مبحث 17 مقررات ملی ساختمان ویرایش 1403 نوشته شده که دودکش باید تا حد امکان عمودی باشه و زاویه خم‌هاش از 45 درجه بیشتر نشه. این خم 90 درجه‌ای جلوی خروج دود رو می‌گیره و می‌تونه خطرناک باشه.”

آقا رضا هم دست به کار شد و با متر، ارتفاع دودکش را اندازه گرفت. بعد با اخم گفت:

  • “ارتفاعش هم مشکل داره. دودکش باید حداقل 1 متر بالاتر از پشت‌بام باشه تا باد و فشار هوا روی خروج دود تأثیر نذاره. این دودکش فقط 30 سانت از پشت‌بام بلندتره!”

امیر با نگرانی پرسید:

  • “یعنی این دودکش خطرناکه؟”
    خانم صبا با جدیت جواب داد:
  • “دقیقاً! اگه دودکش درست کار نکنه، گاز مونوکسید کربن که یه قاتل خاموشه، می‌تونه تو خونه جمع بشه. تو مبحث 17، به اهمیت ایمنی دودکش‌ها برای جلوگیری از مسمومیت تأکید شده.”

در همین لحظه، صاحب ساختمان، خانم احمدی، با چهره‌ای مضطرب وارد آشپزخانه شد و گفت:

  • “مهندسا، من چند وقته سردرد دارم و حس می‌کنم هوا تو خونه سنگینه. فکر کنم از همین پکیجه!”
    آقا رضا نگاهی به دودکش انداخت و گفت:
  • “احتمالاً همین‌طوره. باید سریع دودکش رو اصلاح کنیم.”

امیر که داشت به حرف‌ها گوش می‌داد، یهو گفت:

  • “مثل اینه که یه شومینه رو تو یه اتاق دربسته روشن کنی. دود همه‌جا رو پر می‌کنه!”
    خانم احمدی با تعجب نگاهش کرد و گفت:
  • “واقعاً؟ پس باید زودتر درستش کنیم!”

بعد از بررسی بیشتر، متوجه شدند که جنس لوله رابط دودکش (اصطلاحا لوله بخاری)هم مشکل دارد. لوله از جنس آلومینیوم و آکاردئونی بود و به مرور زمان خورده شده بود؛ حتی سوراخ‌های ریزی روی آن دیده می‌شد. خانم صبا با اشاره به لوله گفت:

 دودکش‌ها باید از مواد مقاوم به خوردگی مثل استنلس استیل یا فولاد گالوانیزه باشن. آلومینیوم برای لوله رابط دودکش مناسب نیست، چون گازهای احتراق اسیدی هستن و بهش آسیب می‌زنن.

آقا رضا به امیر گفت:

  • “دیدی؟ هر جزئیاتی تو گازرسانی مهمه. حتی جنس دودکش هم باید درست انتخاب بشه.”

امیر با خودش فکر کرد: “اینجا انگار داریم یه پازل رو حل می‌کنیم. هر تکه باید سر جاش باشه.”

آن‌ها تصمیم گرفتند دودکش را کاملاً تعویض کنند. با دقت مسیرش را طراحی کردند: عمودی، با خم‌های ملایم کمتر از 45 درجه و ارتفاعی که یک متر بالاتر از پشت‌بام می‌رفت. در حین کار، امیر به تماشا ایستاده بود و یاد می‌گرفت که چطور اتصالات را محکم کنند و از نشتی جلوگیری کنند.

بعد از اتمام کار، خانم احمدی با لبخند گفت:

  • “ممنون، حالا خیالم راحته. دیگه سردرد هم ندارم!”
    امیر هم با حس خوبی به دودکش جدید نگاه کرد و گفت:
  • “امروز فهمیدم که دودکش مثل یه راه فرار برای دود و گازهای خطرناکه. اگه مسدود باشه، همه‌چیز به هم می‌ریزه.”

در راه برگشت، آقا رضا به امیر گفت:

  • “تو خیلی خوب داری پیشرفت می‌کنی. دفعه بعد قراره بریم سراغ تهویه و ایمنی تو یه پروژه صنعتی. اونجا هم کلی نکته داره!”
    امیر با ذوق گفت:
  • “منتظرم ببینم چه چالش‌هایی در راهه!”

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *