
امیر با هیجان وارد کارگاه شد. بعد از تجربهی موفق روز اول، احساس میکرد که کمکم داره به دنیای تأسیسات گاز مسلط میشه. امروز قرار بود با آقا رضا، استادکارش، و یه مهندس طراح به نام خانم صبا، روی طراحی سامانه گاز برای یه ساختمان مسکونی کار کنن. امیر میدونست که طراحی درست سامانه گاز مثل نقشهکشی برای یه خونهست؛ اگه اشتباه باشه، کل سیستم به خطر میافته.
وقتی به دفتر طراحی رسیدن، خانم صبا با یه لبخند گرم بهشون خوشآمد گفت.
- “سلام امیر، شنیدم که تو کارآموز جدید مایی. امروز قراره با هم یه سامانه گاز رو طراحی کنیم. آمادهای؟”
امیر با اشتیاق سرش رو تکون داد و گفت: - “بله، خیلی مشتاقم یاد بگیرم.”
خانم صبا نقشهی ساختمان رو روی میز پهن کرد و شروع به توضیح دادن کرد:
- “اولین قدم تو طراحی سامانه گاز، محاسبهی مصرف گازه. باید بدونیم که هر دستگاه گازسوز چقدر گاز مصرف میکنه و بر اساس اون، قطر لولهها رو انتخاب کنیم.”
امیر دفترچهش رو باز کرد، قلمش رو برداشت و پرسید: - “مصرف گاز رو چطور محاسبه میکنیم؟”
آقا رضا جواب داد:
- “برای هر دستگاه، یه ظرفیت حرارتی داره که تو مشخصات فنیش نوشته شده. مثلاً یه پکیج دیواری 24 کیلووات، حدود 2.5 متر مکعب در ساعت گاز مصرف میکنه. برای اجاق گاز هم بسته به تعداد شعلهها، مصرف متفاوته.”
امیر با دقت گوش میداد و یادداشت میکرد. میخواست هیچ نکتهای از دستش در نره.
خانم صبا ادامه داد:
- “بعد از محاسبهی مصرف، باید قطر لولهها رو بر اساس طول مسیر و افت فشار مجاز انتخاب کنیم. تو مبحث 17، جدولهایی هست که بهمون کمک میکنه قطر مناسب رو پیدا کنیم.”
اون یه کتاب قطور رو باز کرد و به جدول 10-4-17 اشاره کرد. - “اینجا رو ببین، برای مصرف 3 متر مکعب در ساعت و طول 10 متر، قطر ¾ اینچ کافیه.”
امیر با تعجب پرسید:
- “ولی اگه لوله کوچکتر باشه چی میشه؟ مثلاً ½ اینچ؟”
خانم صبا لبخندی زد و گفت: - “اگه لوله خیلی کوچیک باشه، فشار گاز کم میشه و دستگاهها درست کار نمیکنن. انگار که بخوای با یه نی باریک، یه لیوان بزرگ آب رو خالی کنی. نمیشه!”
در همین لحظه، پیمانکار پروژه، آقا محسن، با یه نقشه تو دستش وارد شد و گفت:
- “مهندسا، من یه پیشنهاد دارم. اگه از لولههای ½ اینچ استفاده کنیم، هزینهها خیلی کمتر میشه. این ساختمان هم که کوچیکه، مشکلی پیش نمیاد.”
امیر با تردید به خانم صبا نگاه کرد. اون میدونست که این پیشنهاد خطرناکه، ولی نمیدونست چطور مخالفتش رو بگه.
خانم صبا با آرامش گفت:
- “آقا محسن، میدونم که هزینه مهمه، ولی ایمنی مهمتره. اگه از لولههای کوچکتر استفاده کنیم، افت فشار زیاد میشه و دستگاهها نمیتونن به درستی کار کنن. حتی ممکنه نشتی یا انفجار پیش بیاد.”
آقا محسن شونههاش رو بالا انداخت و گفت: - “خب، شما مهندسین، من گوش میدم.”
امیر که داشت به حرفها گوش میداد، یهو گفت:
- “مثل اینه که بخوای با یه شلنگ باغبونی، یه استخر رو پر کنی. نمیشه!”
آقا محسن خندید و گفت: - “آره، دقیقاً! فهمیدم.”
امیر با افتخار به خودش نگاه کرد. اولین بار بود که تونسته بود با یه تشبیه ساده، یه مفهوم فنی رو توضیح بده.
بعد از رفتن آقا محسن، خانم صبا به امیر گفت:
- “علاوه بر قطر لولهها، انتخاب مصالح هم خیلی مهمه. لولهها باید از جنس فولاد بدون درز یا مانیسمان باشن تا تحمل فشار رو داشته باشن. اتصالات هم باید جوشی باشن، نه رزوهای، چون رزوهها ممکنه شل بشن و نشتی بدن.”
امیر یادداشت برداشت و پرسید: - “پس چرا بعضیا از لولههای پلاستیکی استفاده میکنن؟”
آقا رضا جواب داد:
- “لولههای پلاستیکی برای گاز مجاز نیستن، مگر در موارد خاص و با رعایت شرایط سخت. گاز طبیعی میتونه به پلاستیک آسیب بزنه و خطرناکه.”
امیر سرش رو تکون داد و گفت: - “فهمیدم، ایمنی حرف اول رو میزنه.”
در آخر روز، امیر با یه دفترچه پر از یادداشت و یه لبخند رضایت به خونه برگشت. اون یاد گرفته بود که طراحی سامانه گاز مثل نقشهکشی برای یه خونهست؛ باید دقیق و اصولی باشه تا همهچیز به خوبی کار کنه. با خودش فکر کرد:
- “امروز یه درس بزرگ یاد گرفتم. طراحی درست، یعنی ایمنی بیشتر.”